السيد موسى الشبيري الزنجاني
6011
كتاب النكاح ( فارسى )
مراد وى از كلمه « غيره » در عبارت « مخالفة المجتهد لغيره » پيامبر اسلام نيست ، بلكه صحابه و تابعينى است كه متعه را تجويز كردهاند . قائلان به تحريم متعه به رواياتى از پيامبر در اين زمينه استناد جستهاند . ب - بررسى روايات تحريم متعه در جوامع حديثى اهل سنت روايات بسيارى در كتب اهل سنت در تحريم متعه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده حتى اين مطلب را به حضرت امير هم نسبت دادهاند كه محمد حنفيه از حضرت نقل مىكند كه پيامبر فرمود برو به تحريم متعه ندا كن ، درباره اين روايات پاسخهايى ذكر شده يا مىتوان ذكر كرد ، كه در اينجا به ضعف اسناد اين احاديث و اختلاف مضمون آنها باختصار اشاره مىكنيم . درباره ضعف اسناد احاديث گفتنى است كه برخى مدعى شدهاند كه تمام اسناد اين احاديث بنابر مبانى اهل سنت ضعيف مىباشند ، روايتى كه به نقل از حضرت امير عليه السلام آمده از طريق پسران محمد حنفيه ، حسن و عبد الله از پدرشان روايت شده ، رجاليان اهل سنت پسران محمد حنفيه را به جهت ضعف مذهبى تضعيف كردهاند . 1 - يك اشكال و پاسخ آن ممكن است كسى اشكال كند كه اسناد احاديث تحريم متعه اگر از ضعف سندى هم برخوردار باشد ، با عنايت به كثرت آنها به درجه استفاضه يا تواتر معنوى يا اجمالى رسيده و اطمينان به اصل مضمون آنها حاصل مىگردد ، همچنان كه براى اثبات سخاوت حاتم چه بسا هيچ يك از ماجراهاى سخاوت وى با سند معتبر نقل نشده باشد . ولى از مجموع اين روايات ، انسان مطمئن به سخاوت حاتم مىگردد . در پاسخ اين اشكال مىگوييم كه محل بحث ما با مثال سخاوت حاتم تفاوت دارد در اين مثال بين روايات مختلف حاكى از سخاوت حاتم تضادى وجود ندارد و ممكن است همگى صادر شده باشند ، ولى اگر احاديث مختلف خود داراى تضاد يا تناقض باشند ، از اجتماع آنها هم چه بسا اطمينان به صدور اجمالى برخى از آنها هم